تبليغاتX
خاطرات زندگي ما ! - آخ جون بازي !!




















خاطرات زندگي ما !

ساناز عزيزم منو به بازي دعوت كرده و نميدونه با اين كارش چه قدر زياد خوشحالم كرده !!

اولین چیزی که با دیدن یا شنیدن کلمات زیر به ذهن من میرسه چيه ؟!

دریا: آرامش ( البته كمتر جايي ميشه رفت لب دريا و آرامش داشت ! )

قهوه: شب و سكوت ( عاشق خوردن قهوه ساعت 12 شب به بعد هستم ، در حاليه كه كتاب ميخونم )

غرور : يه مقداريش لازمه !

مدرسه : يه عالمه خاطرات شيرين و گاها استرس ...

دفتر مدیر: دوران دبستان و راهنمايي وحشت ! اما دبيرستان صفا سيتي !!! ( از بس كه مديرمون ماه بود ! خانوم بود ! كيف ميكرديم وقتي ميرفتيم پيشش ! )

آب گوشت: چمدون !! ( اولين باري كه تو عمرم آبگوشت خوردم ، روزي بود كه با مامان و بابا و همسري از صبح رفته بوديم دنبال يه سري كارامونو ساعت 4 برگشتيم ، مامان هم آبگوشت درست كرده بود و به اصرار همسري خوردم !! اون روز چمدون هامون رو خريديم ...)

قرمه سبزی: عشقه !! به خصوص با سبزي خوردن و ماست !

ریاضی: هميشه ازش فراري بودم ! ( چه جوريي رفتم رشته رياضي خدا داند ! )

آهنگ: دوست دارم اما نه هر چيزي ... سليقه ام يكمي با هم سن و سالام تو اين زمينه متفاوته ! آهنگهاي آروم و موسيقي سنتي دوست دارم نه دوپس دوپس !

ماه رمضون:  يه احساس خاص ! يه جور حس نزديكي ...

استخر:  تابستون ... بعدش هم يه خواب حسابي ...

روزنامه: بابام ... هميشه شبا بابام در حال خوندن روزنامه بوده و هست !

کودکی: بي خيالي ... خيالبافي ... دل خوشي ها الكي !

قزوین: كله پاچه ... ( چند بار كله پاچه ي خوشمزه ايي خوردم )

دروغ: خيلي از شنيدنش بدم مياد ... كسي هم كه بهم دروغ ميگه سريع ميفهمم !!

لیسانس : بي ارزش !

فوتبال: هيچ وقت دوست نداشتم ...

قانون: حداقل اينجا كه ظالم پروري و مرد سالارانه ! البته تو بيشتر موارد اصلا وجود نداره !!

پرواز: هميشه دوست داشتم ... البته نه با هواپيما ! دوست دارم با چتر بپرم يا با پاراگلا يد ر ...

اشک: خيلي اهلش نيستم ... يعني نميتونم ... وقتايي كه ناراحتم اشكم خشك ميشه ...

ازدواج: آرامش ( البته به شرطي كه هر دو طرف خوب باشن و مشكل حادي  نداشته باشن ...)

وبلاگ: يه دنياي پيچيده ... اسما مجازي اما براي من واقعي ...

شب: آرامش و سكوت ... عاشق شبم ...

زندگی: نميدونم ... خوب ... بد ... كوتاه ... بلند ... فقط ميشه گفت اعتباري بهش نيست ... همين !

عشق: اگه واقعي باشه يعني آرامش ، با همه ي دلهره و ها و استرس هاش قشنگه !!

هلو:قبلا عاشقش بودم اما الان ؟؟؟؟؟!!!!!!

تحصیل: خيلي اهميتي نداره ... شعور آدما و دركشون به نظرم مهم تره !!

 خارج: كشور بزرگ خارج : ديييييييي ... نميدونم ...

خواب: عاشقشم ... به خصوص تا لنگه ظهر ! دوست دارم شبا بيدار باشم تا 3-4 بعد بخوابم تا ظهر ( اصولا از صبح تا ظهر متنفرم !! به خصوص اگه خونه باشم و تنها ! )

اینترنت : اعتياد !!

مجلس: نميدونم چي بگم !!

سال ۸۸: جداي از مسلائل اخير ، سال نسبتا خوبي برام بوده ... چند تا اتفاق خوب و مهم كه منتظرشون بودم افتاده ... خدا كنه كه تا آخرش خوب بمونه ...

کلم پلو : به به ... با سالاد شيرازي ، چه شود !!

کتاب: هميشه دوستش داشتم و دارم ...

----------------

منم بهناز جون ، هليا جون ، دلي جون ،  غزل جون ، الهه جون ، ندا جون ، آلما جون ، گلي جون و عسلي جون رو دعوت ميكنم ... البته همه تون دعوتين ها ! بدوين تنبلي هم نكنين !!

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 10:26 توسط دخملي| |


Design By : Night Skin