تبليغاتX
خاطرات زندگي ما ! - مهممون عزيز !




















خاطرات زندگي ما !

دوشنبه ايي دوباره رفتيم منزل مادر شوهر ...

من دراز كشيده بودم و در حال چرت بودم كه موبايل همسري زنگ خورد ... خواهر شوهري كوچيكه بود ... يه چيزي انگار داشته ميگفت و همسري با التماس به من نگاه ميكرد ... نميدونم چرا ترسيدم ... گفتم چي شده ؟ گفت هيچي ... بعد گفت گوشي گوشي ... تلفنو گرفت سمته من ... گفت خواهري ميگه گوسفند كشتيم ، شب بياين اونجا كباب ميخوايم درست كنيم ... همسري هم گفت تو بهشون بگو نه ! دوست ندارم بريم !!

منم بعد از احوال پرسي گفتم اگه همسري حالشو داشت ميايم ... قطع كردم ... گفتم حالا در طول تاريخ بشريت يه بار خانواده ات ياد ما هم كردن !! چرا نريم ؟ گفت آخه اين همه راه ؟! گفتم پاشو تنبلي هم نكن ...

رفتيم ، دل و جيگر خورديم و كباب چنجه و كباب ترش ! البته چون به كباب ترششون رب انار شيرين زده بودن بيشتر شده بود كباب شيرين تا ترش !!

اما شب خوبي بود ... گفتيم ... خنديديم ... كلا تازگي ها با خانواده همسري بهم خوش مي گذره ... هم قلق (؟) اونا دست من اومده و لابد هم ماله من دسته اونا !

------------------

ديشب يه مهمون عزيز داشتيم ... خواهري اومده بود خونمون ... خيلي خيلي خوش گذشت بهمون ... شام يه جوجه مشتي همسري درست كرد ... منم سوپ گذاشته بودم ... خواهري قسم خورده بود كه اگه چند جور غذا درست كنم ديگه نمياد خونمون !

بعد از شام هم يه قليون مشتي ، يه عالمه هندونه ، ميوه ، پفك ، ماء الشعي ر خنكككك حسابي چسبيد ...

نشسته بوديم قليون ميكشيديم و ماء الشع ير با شيشه ميخورديم ، خواهري ميگفت به به بساط عرق و ورق و قليون !

خيلي خوش گذشت به هر سه تامون !

------------------

موهامو هم رنگ كردم ... يه رنگ تيره ... خانومه آرايشگر گفت يه چيزي بين نسكافه ايي تيره تيره و شكلاتي برات گذاشتم ... خوش رنگ شده ... خودم كه خيلي دوست دارم ... همسري و خواهري هم خيلي تعريف كردن ...

كلا موي تيره خيلي به من بيشتر مياد اما نميدونم چرا هي روشنش ميكنم ؟!!!!

------------------

خوب ! طبق قول اينم دستور جوجه چيني ...

اول بايد خميرشو درست كنين ... يه دونه تخم مرغ رو زرده و سفيده با نمك و يكمي فلفل و يه ذره آويشن خوب هم بزنين ... بعد يك تا يك و نيم پيمونه آرد سفيد اضافه كنين ... تو دستورش تو كتاب آشپزي ها نوشته شير اما من ماء الشعير ميريزم ( دوسته بابا كه رستوران داره گفت ) حدود دو سوم پيمونه اما باز بايد هم بزنيد تا غلظتش دستتون بياد ... نه خيلي سفت باشه نه خيلي شل ... مثله يه ماست سفت و چكيده ... بعد هم نصف قاشق چاي خوري جوش شيرين اضافه كنين ...

مرغ ها رو كه خورد كردين ( بستگي به سليقه تون داره ، ميشه خلالي باشه يا هر شكل ديگه فقط بايد نازك باشه كه بپزه ، حتما هم بايد سينه مرغ باشه ) بريزين تو خمير و هم بزنين و هر يه تيكه مرغ رو با قاشق جوريي بردارين كه يكمي خمير دورش باشه ... بعد تو روغن داغ با حرارت ملايم سرخ كنين و نوش جان كنين ...

نميدونم تو رستوران خانه كو چ  ك جوجه چيني خوردين يا نه ... اما اگه خوردين سسش اينه :

دو تا قاشق سس + دو تا قاشق ماست + هويج ، خيار شور ، فلفل دلمه و خيار كه خيلي خيلي خيلي ريز شده باشن ... با يكمي نمك و فلفل سياه ... طعمش عالي و محشره ... حتما امتحان كنين ...

* اين مقدار خمير تقريبا براي دوسوم يه سينه كامله كه براي دو نفر زياد هم هست ... يعني ما هميشه انقدر سير ميشيم كه از حال ميريم !

** ماء الشعي ر تون حتما بايد ساده باشه يعني هيچ طعمي نداشته باشه !

نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 9:30 توسط دخملي| |


Design By : Night Skin