تبليغاتX
خاطرات زندگي ما ! - افكار به هم ريخته !




















خاطرات زندگي ما !


يه چند روزي ميشه كه ننوشتم ... انگاري وقتي يه مدت نمينويسي هم تنبل ميشي هم حس نوشتنت ميپره ! و هم نميدوني چي بنويسي ! سعي مي كنم افكارم رو متمركز كنم ...

اول از همه اينكه ديروز خواهري رفت شهرشون (!) ... شهرشون شده ديگه ... خيلي حالم گرفته شد ... ديروز هي بهش ميگفتم آخه خواهري نميشد 10 تا فقط 10 تا تست درستر بزني تهر ا  ن قبول بشي ! البته رتبه خواهر من 904 بودا ! اما خوب !!!

الهه جون خوبي ؟ خواهرم اومد شهر شما ! مواظبش باش ... از الان دلم براش تنگ شده ...

--------------------

با مامان تو اون هفته يه روز رفتيم البس *‌كو ... مامان يكمي لباس خريد اما من نميدونم چرا هيچي چشمم رو نگرفت ... من يه اخلاق بدي دارم حتما يه چيزي بايد خيلي چشمم رو بگيره تا بخرم ... من فقط دو تا حوله و يه جفت جوراب براي همسري و يه دونه از اين ژله هاي رو آئينه ايي خريدم ...

اما در كل خوش گذشت ...

--------------------

ديروز با همسري و خواهري رفتيم فرد وس*ي ... براي تولد بابا يه نيم باروني چرم خريديم ... خيلي خيلي شيكه اما جيبمون به شدت خالي شد !!! منم يه باروني قرمزززززززز چششمو گرفت اما خوب قيمتش 420 تومن بود ! همسري گفت بخر كادوي تولدت اما دلم نيومد !! بعد هم اينكه ميدونستم تا 4 ماه ديگه حتما دبه خواهم كرد !!!

خيلي هم خوش گذشت بهمون ... موقع برگشتن هم خواهري نشست پشت فرمون ... عالي شده دست فرمونش ...

--------------------

افكارم خيلي خيلي به هم ريخته است ... پنج شنبه ايي با مامان يكمي بحث و جدل داشتيم ... براي مهاجرت نظرش كاملا مخالفه ! بعضي از حرفاش رو قبول دارم اما بعضي ها رو نه !

 افكار خودم خيلي خيلي به هم ريخته است ... نميتونم بهشون نظم بدم ... 26 سالم شده اما هنوز نتوستم راهم رو پيدا كنم ... هنوز نتونستم بفهمم كه هدفم چيه ! از كارم بيزارم ! نه از اين كارم ها نه ! كلا از كار پشت ميز نشيني بيزارم ... از كار كردن براي مردم بيزارم ... دلم ميخواد يه كاري ماله خودم باشه ... اما هنوز نتونستم راهمو پيدا كنم ... خيلي بده ها !!! 

تصميم گرفتم تو اين چند روزه تكليفمو با خودم روشن كنم ! دارم فكر مي كنم ... حتي شايد بخوام دوباره از اول درس بخونم ... رشته ايي كه دوستش دارم ...

كاشكي بتونم افكارم رو نظم بدم ...

--------------------

* آييييييييييييييي حرص دارم از اين همكارم كه مسئول حقوق هاست !!! ميگه اين ماه نميخوام به مدير عامل بابت چك حقوق ها چيزي بگم ببينم اون خودش چيزي ميگه !!!!!!!!!!!!!!!!! بهش ميگم عزيزم اون از خداشه كه به ما حقوق نده ! اصلا مورد خوبي رو براي امتحان كردن مدير عامل انتخاب نكردي ها !!

** دوست جونيا كسي گوشي سام سون**گ s3600 ديده ؟ خوشم اومده ازش ... هي دودلم گوشيه خودم رو بفروشم اونو بخرم ... اما خوب گوشيه خودم خيلي خيلي كامل تره همه چيش ... اما اون ظاهرش دخترونه است ( آخ اگه همسري بود ميگفت خانومانه نه دخترانه !! )

*** يادمه كه قرار بود عكس بزارم اما براي آپلودش تنبلي كردم ! ( خيلي من صداقت دارم ها !! ) اما حتما حتما ميزارم !

نوشته شده در شنبه چهارم مهر 1388ساعت 10:50 توسط دخملي| |


Design By : Night Skin