خاطرات زندگي ما !
صبح كه اومدي تا بيدارم كني ، بعد از بوس هاي هميشگي صبحگاهي و قربون صدقه هاي براي بيدار شدنم ، وقتي ازم پرسيدي كه ميدونم امروز چه خبره يا نه ، مكث كردم ... هر چي به خودم فشار آورم چيزي يادم نيومد ... هي فك ميكردم امروز 8 مهره و مثلا چه خبري مي تونه باشه ... اما بي فايده بود ! منو بوسيدي ( اضافه بر بوس هاي هر رروزه ) و گفتي : امروز 25 ماهگيه عروسيمونه ! نمي تونم بگم چه قدر از با تو بودن خوشحالم ... -------------------- احتمالا اين هفته با دوستامون ميريم شمال ... يه سفر دوروزه و كوتاه مدت ... به پيشنهاد من و خانم دوست همسري ميخواهيم تو چادر بمونيم ... من خيلي براي يه سفر تو چادر ذوق دارم چون اولين تجربه ام هست ... فقط خدا كنه كه سرد نباشه خيلي يا بارون شديدي نياد كه ما مجبور بشيم ويلا بگيريم ... احساس ميكنم كه خوش خواهد گذشت ! -------------------- چند روزه پيش يه تلفني داشتم كه واقعا ذوق زده ام كرد ... گفته بودم كه من پارسال تو پارك هنرمندان تو جمعه بازارش غرفه داشتم ؟ اگه نگفته بودم حالا گفتم ... امسال اما نه زنگي زدم و نه خبري داشتم ... همسري خيلي راضي نبود كه برم ... ميگفت در طول هفته كه خيلي خسته ميشي جمعه ها استراحت كن و منم كه حرف گوش كننننننننننن !!!!! نميرفتم ... خلاصه ! يه خانمي زنگ زد بهم و براي غرفه هاي پاييزه ازم دعوت به عمل آورد ! خيلي خيلي خوشحال شدم ... اصلا كار هنري منو سرشار ار انرژي ميكنه ... كار آماده كه هيچي ندارم ... بايد امروز و فردا برم بازار ... كلي وسايل بايد بخرم ... كلي ذوق و شوق دارم ...كلي ايده جديد دارم ... خدا كنه كه اين بار هم خوب باشه ... پارسال كه من خيلي راضي بودم ... نه از درآمدش البته كه كار هنري هميشه مظلوم ترين كارهاست ! از محيطش ، از نوع كارش ... همه و همه رو دوست دارم ! -------------------- يه برنامه هاي جديدي تو سرم دارم ... يه پيشنهاد هايي به همسري دادم ... شروع يه كاري ... اگه موندني باشيم كه احتمالا تو 5 سال اينده به ثمر ميرسه و اگه رفتني باشيم ، چيزي رو از دست نداديم ... اتفاقا يه تجربه هايي كسب كرديم ... همسري اعلام موافقت كرده ، بايد برم دنبالش ! -------------------- همسري ، با توام ! ميخوام ازت تشكر كنم ... براي اينكه بيشتر روزها زودتر از من بيدار ميشي و صبحانه رو آماده ميكني تا من بيشتر بخوابم ... براي اينكه مانتو و مقنعه من رو اتو ميكني تا من بيشتر بخوابم ... براي اينكه براي بيدار كردنه من ، هزار تا بوسم ميكني و بچه ميشي و سربه سرم ميزاري تا خواب از چشمم بپره ... براي اينكه بداخلاقي صبح هاي منو تحمل ميكني تا خواب از سرم بپره و كم كم خوب بشم ... ميخوام ازت براي همه چي تشكر كنم ... -------------------- * عكس ها رو اپلود كردم ... اما به خدا يادم رفت آدرس هاشو بيارم ... آخه از خونه آپلود كردم ... پست بعدي فقط عكس خواهد بود ... قول شرف ميدهم !!!! ** شهلا جان ! خانمي كجايي ؟ ديگه سر به من نميزني ... من نميتونم وبلاگت رو باز كنم عزيزم ... دلم برات تنگ شده ... *** ديروز خيلي اتفاقي يه جاي رفتم و فرم استخدام پر كردم ... دعا كنيد كه بشه ... شرايط كاريش عالي خوب نبود اما از اينجا خيلي خيلي بهتر بود ... حقوقش هم بيشتر بود ... برام انرژي و دعا بفرستين لطفا ...
| Design By : Night Skin |


